X
تبلیغات
نماشا
رایتل
زمان ثبت : سه‌شنبه 4 آبان‌ماه سال 1389 در ساعت 14:25 ~ چاپ مطلب
نویسنده : مرتضی

عنوان : چند جمله حسابی



برای کشتن یک پرنده یک قیچی کافی است. لازم نیست آن را در قلبش فروکنی یا گلویش را با آن بشکافی. پرهایش را بزن...خاطره ی پریدن با او کاری می کند که خودش را به اعماق دره ها پرت کند .



 هنگامی که دری از خوشبختی به روی ما بسته میشود ، دری دیگر باز می شود، ولی ما اغلب چنان به دربسته چشم می دوزیم که درهای باز را نمی بینیم.


 برای پخته شدن کافیست که هنگام عصبانیت از کوره در نروید.


  همیشه بهترین راه را برای پیمودن می بینیم اما فقط راهی را می پیماییم که به آن عادت کرده ایم.


روزی شخصی در حال نماز خواندن در راهی بود و مجنون بدون این که متوجه شود از بین او و مُهرش عبور کرد. مرد نمازش را قطع کرد و داد زد هی چرا بین من و خدایم فاصله انداختی؟ مجنون به خود آمد و گفت: من که عاشق لیلی هستم تو را ندیدم، تو که عاشق خدای لیلی هستی چگونه دیدی که من بین تو و خدایت فاصله انداختم؟